Monday, August 29, 2011

باران کـه میبـارد...... دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود..... راه می افـتم ... بـدون ِ چـتـر ... من بـغض می کنـم ....آسمـان گـریـه

Saturday, August 27, 2011


قلب تو هوا را گرم كرد
در هواي گرم
عشق ما تعارف پنير بود و
قناعت به نگاه در چاه آب.

مردم كه در گرما
از باران مي آمدند
گفتي از اتاق بروند
چراغ بگذارند
من تو را دوست دارم
.احمد رضا احمدی;

Sunday, August 21, 2011

حالا

حالا می شود گفت زندگی زندگی است!
می شود گفت زندگی شیرین است!
وقتی که صدای نفس های تو احساس می شود