Wednesday, December 16, 2009


خواب دیدم اخرالزمان شده
من اشفته بودم
می دویدم سمت خانه ی شما
لب پنجره ی اتاق نشسته بودی
چشم دوخته بودی به اسمان
نفسهام را شناختی
برگشتی
چشمهات سرخ گریه بود
گفتی:دیدی چه بلوایی بر پا کردم؟
تقصیر خدا بود اول او بود که شروع کرد
یه تیکه ابر

No comments:

Post a Comment