جهنم اما سرد
Wednesday, January 27, 2010
برف برف برف
می خواستم امروز زنگ بزنم و بگم
...
بیدار شو بببین داره برف میبار
ه
یه تیکه ابر
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
Blog Archive
►
2012
(5)
►
April
(2)
►
February
(1)
►
January
(2)
►
2011
(24)
►
September
(3)
►
August
(3)
►
March
(2)
►
February
(6)
►
January
(10)
▼
2010
(102)
►
December
(7)
►
November
(2)
►
October
(5)
►
September
(13)
►
August
(14)
►
July
(3)
►
May
(7)
►
April
(9)
►
March
(17)
►
February
(9)
▼
January
(16)
:(
برف برف برف
گفته بودم زير باران بودمتا ديروقت؟ترسيدم گمت کرده ...
...
...
کودکی که تازه ديده باز میکنديک جوانه استگونههاي ...
آنقدر دوستت دارم که آسمان دیگر آبی نیستسفید شدهپر ...
من زجر میکشم چون دارم بزرگ میشم؟چون باید بزرگ شم؟ی...
...
یکریز به خودم میگویمتو را خواب دیدهامو تو هنگام ...
...
چهار ماه گذشت از اون شب
...
از صبح صدات کردم.اصلاً به روی خودم نياوردم که نيستی
روزهای بدتر
من به گريه التماس میکنميا گريه به من؟
►
2009
(72)
►
December
(21)
►
November
(26)
►
October
(20)
►
September
(5)
►
2008
(1)
►
December
(1)
About Me
بامداد
Iran
ادمی را توانایی عشق نیست.در عشق می شکند و می میرد
View my complete profile
No comments:
Post a Comment