غمم را ز چشمم نمی خوانی از این غم چه حالم نمی دانی پس از تو نمونم برای خدا...تو مرگه دلم را ببین و برو چو طوفان سختی ز شاخه ی غم...گل هستی ام را بچین و برو که هستم من ان تک درختی ...که در پای طوفان نشسته همه شاخه های وجودش...ز خشم طبیعت شکسته
Wednesday, February 3, 2010
به یاده یاری... خوشا قطره اشکی به سوزه عشقی... خوشا زندگانی