Thursday, August 26, 2010

جای خالیت تیر می کشه هنوز

Tuesday, August 24, 2010

هیچ کس تنها تر از چشمان تو در انتهای کوچه ی بن بست نبود
احمد رضا احمدی.شعرها و یادهای دفترهای کاهی

Monday, August 23, 2010

Saturday, August 21, 2010

نوازش


منو حالا نوازش کن
که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره
که این احساس زیبا هست
منو حالا نوازش کن
همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید
به دنیای تو برگردم
هنوزم میشه عاشق بود
تو باشی کاره سختی نیست
بدون مرز با من باش
اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم آخر
تو چشمات غصه میشینه
همه اشکات و میبوسم
میدونم قسمتم اینه


تو از چشمای من خوندی
که از این زندگی خستم
کنارت اونقدر ارومم
که از مرگ هم نمیترسم
تنم سرده ولی انگار
تو دستای تو آتیشه
خودت پلکام رو میبندی
و این قصه تموم میشه
هنوزم میشه عاشق بود
تو باشی کاره سختی نیست
بدون مرز با من باش
اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم آخر
تو چشمات غصه میشینه
همه اشکات و میبوسم
میدونم قسمتم اینه

Friday, August 20, 2010


تنهایی از چهار جهت اصلی شمال جنوب شرق غرب هجوم آورد

احمد رضا احمدی

Thursday, August 19, 2010

...

بذار یکم گریه کنم
بذار بچه شم
یه تیکه ابر

Tuesday, August 17, 2010

...


برای من یک شب تا صبح از ماه و پلنگ بگو
از پلنگی که مغرورِ
از پلنگی که عاشقِ
من با چشم های بسته گوش میدهم

یه تیکه ابر

Saturday, August 14, 2010

جمعه

امروز به معنای واقعی یه جمعه بود
یه تیکه ابر

Friday, August 13, 2010

...می دانی
،آینه هم اگر نباشی
تکه تکه شدن تفسیر همیشگی نابودی است

Thursday, August 12, 2010


... .کاش بشه یه روزی از تموم خاطرات گذشته یادی کرد،دو تایی

یه تیکه ابر

Monday, August 9, 2010

Saturday, August 7, 2010

...

........ای کاش می توانستم خون رگانم را من قطره قطره بگریم من

Wednesday, August 4, 2010

ماه

تو
بشو خورشید
من ماه می شوم

Monday, August 2, 2010


هیچ یک سخن نگفت
نه میزبان و
نه مهمان و
نه گلهای داوودی