Saturday, August 21, 2010

نوازش


منو حالا نوازش کن
که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره
که این احساس زیبا هست
منو حالا نوازش کن
همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید
به دنیای تو برگردم
هنوزم میشه عاشق بود
تو باشی کاره سختی نیست
بدون مرز با من باش
اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم آخر
تو چشمات غصه میشینه
همه اشکات و میبوسم
میدونم قسمتم اینه


تو از چشمای من خوندی
که از این زندگی خستم
کنارت اونقدر ارومم
که از مرگ هم نمیترسم
تنم سرده ولی انگار
تو دستای تو آتیشه
خودت پلکام رو میبندی
و این قصه تموم میشه
هنوزم میشه عاشق بود
تو باشی کاره سختی نیست
بدون مرز با من باش
اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم آخر
تو چشمات غصه میشینه
همه اشکات و میبوسم
میدونم قسمتم اینه

No comments:

Post a Comment