جهنم اما سرد
Friday, January 8, 2010
چهار ماه گذشت از اون شب
3 comments:
h0ope
January 9, 2010 at 12:58 AM
متاسفم برات.همینطور برای خودم که اینجوری درباره من فکر میکنی
Reply
Delete
Replies
Reply
بامداد
January 9, 2010 at 9:03 PM
:(
Reply
Delete
Replies
Reply
h0ope
January 9, 2010 at 9:28 PM
..........
Reply
Delete
Replies
Reply
Add comment
Load more...
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
Blog Archive
►
2012
(5)
►
April
(2)
►
February
(1)
►
January
(2)
►
2011
(24)
►
September
(3)
►
August
(3)
►
March
(2)
►
February
(6)
►
January
(10)
▼
2010
(102)
►
December
(7)
►
November
(2)
►
October
(5)
►
September
(13)
►
August
(14)
►
July
(3)
►
May
(7)
►
April
(9)
►
March
(17)
►
February
(9)
▼
January
(16)
:(
برف برف برف
گفته بودم زير باران بودمتا ديروقت؟ترسيدم گمت کرده ...
...
...
کودکی که تازه ديده باز میکنديک جوانه استگونههاي ...
آنقدر دوستت دارم که آسمان دیگر آبی نیستسفید شدهپر ...
من زجر میکشم چون دارم بزرگ میشم؟چون باید بزرگ شم؟ی...
...
یکریز به خودم میگویمتو را خواب دیدهامو تو هنگام ...
...
چهار ماه گذشت از اون شب
...
از صبح صدات کردم.اصلاً به روی خودم نياوردم که نيستی
روزهای بدتر
من به گريه التماس میکنميا گريه به من؟
►
2009
(72)
►
December
(21)
►
November
(26)
►
October
(20)
►
September
(5)
►
2008
(1)
►
December
(1)
About Me
بامداد
Iran
ادمی را توانایی عشق نیست.در عشق می شکند و می میرد
View my complete profile
متاسفم برات.همینطور برای خودم که اینجوری درباره من فکر میکنی
ReplyDelete:(
ReplyDelete..........
ReplyDelete