جهنم اما سرد
Sunday, September 5, 2010
کاش یه چیزی وجود داشت که دل آدمو می شست از غصه از دلشوره از درد از غم از دلواپسی از دلتنگی. یه جوری می شست انگار که از اول دلی نبوده
یه تیکه ابر
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
Blog Archive
►
2012
(5)
►
April
(2)
►
February
(1)
►
January
(2)
►
2011
(24)
►
September
(3)
►
August
(3)
►
March
(2)
►
February
(6)
►
January
(10)
▼
2010
(102)
►
December
(7)
►
November
(2)
►
October
(5)
▼
September
(13)
باروون
دستهایش
شعرها و یادهای دفتر های کاهی
...
ببار
...زندگی
به خانه مي رفتبا كيف و با كلاهي كه بر هوا بود چيزي...
یه روزی
من
ماه
چشمات و ببندچشمات و ببندچشمات و ببندچشمات و ببندنب...
پری با آه و نالهافتاد زمين مچالهچهل روز و چهل شبيک...
کاش یه چیزی وجود داشت که دل آدمو می شست از غصه از ...
►
August
(14)
►
July
(3)
►
May
(7)
►
April
(9)
►
March
(17)
►
February
(9)
►
January
(16)
►
2009
(72)
►
December
(21)
►
November
(26)
►
October
(20)
►
September
(5)
►
2008
(1)
►
December
(1)
About Me
بامداد
Iran
ادمی را توانایی عشق نیست.در عشق می شکند و می میرد
View my complete profile
No comments:
Post a Comment