گلو درد گاهی نیز از سر بغضی است که در گلویت گره خورده وقتی در جاده ای , تنها و در گوشت میخواند: مگر نسیم ابر بودی که تو را در باران گم کردم
یه تیکه ابر
Tuesday, March 1, 2011
من تلخم,
خستم,
مردم.
یه تیکه ابر
Friday, February 25, 2011
دلم گرفته است و می خواهد بمیرد
یه تیکه ابر
Tuesday, February 22, 2011
با من رازی بود
که به کوه گفتم
با من رازی بود
که به چاه گفتم
تو راه دراز
به اسب سیاه گفتم
بی کس و تنها
به سنگای راه گفتم
با راز کهنه
از راه رسیدم
حرفی نروندم
اشکی فشوندم
اشکی فشوندی
لبامو بستم
از چشام خوندی
شاملو
Saturday, February 19, 2011
شاید روزی تقدیر دوباره روی خوش به ما نشان دهد
Sunday, February 6, 2011
گریه دارم گریه دارم به اندازه بارون های شهریور گریه دارم. نه به اندازهٔ چشمای خودم گریه دارم چشمم میباره تو دلم آشوبه.حسّ غریبی نمیدونم از کجا میاد این اشکها برا چیه؟ یه چیزی توی سرم جا نمیشه انگار میخوام سرمو بکوبم به دیوار میخوام پیشونیمو بشکافم و هر چی هس بریزم بیرون حس میکنم جمجمهام داره ورم میکنه،، خدایا خدایا خدایا دلم میخواد فریادت بزنم خدایا بغلم کن آرومم کن غیر تو از کی بخوام؟ تو منو بفهم،، تو دستمو بگیر.من اشتباه کردم؟تو درستش کن.خدایا نزار اینجوری بمیرم نزار وقتی میمیرم آرزوهام هنوز توی دلم باشن.یا آرزوهام رو بگیر یا کمکم کن،میدونم الان میگی بندهٔ عجول من صبر داشته باش،اما خدا جون یه وقت دیدی دیر شد یه تیکه ابر
Saturday, February 5, 2011
بگذار صورتت را با لبهام ببینم
با سر انگشتهام
پیشانیت را تکرار میکنم دوباره دوباره دوباره
یه تیکه ابر
Friday, February 4, 2011
باد بادکهای آبی ساختهام
برای تو
که بازگردی
اگر باز نگردی
تمام باد بادکها را با خودم غرق میکنم
آنوقت حسرت آسمان به دل باد بادکها میماند حسرت تو به دل من
یه تیکه ابر
Sunday, January 30, 2011
دلم میخواد چشامو ببندم توی تنهایی،،
دلم میخواد اگه قراره چشامو ببندم تو تنهایی باشه که کسی منتظر باز شدنشون نمونه،