Monday, October 19, 2009

هم چشمام مشکیه هم موهام که تو مشکی رو بیشتر دوست داری


من نه موی بلوند دارم نه چشمای ابی
اما تمام سعی ام و میکنم

میدونم که خدا کمکم میکنه همون طور که تو این چند سال حواسش بهمون بود
به قول خودت پناه بر خدا
یه تیکه ابر

2 comments:

  1. بس كن
    خوردم شدم
    له شدم
    گم شدم
    توي اين دنياي بد توي اين شهر فرنگ
    من دارم ديوونه ميشم
    بذار اون روزاي خوب بره همش از خاطرم
    بذار برم
    بذار بميرم تو خودم
    تو داري زجزرم ميدي داري
    تو داري از دوست داشتن از دوست داشتني كه
    ترسناكه از عشقي كه پيش همه دردناكه منو آبم ميكني
    تورو اين چشاي غمناك تورو اين صداي دردناك بذار آروم بشم
    بذار يادم بره
    بذار نفهمم
    بذار اين درد وجود خستمو آب كنه
    بذار اون روراي خوب بمونن تو قصه ها همه جا صداي شهر خاموش پيچيده
    اين درد بذار آروم بشه ديگه طاقت ندارم من دارم ميپوكم
    من دارم ميميرم

    ReplyDelete