Sunday, December 19, 2010

دارن اذان میگن چقدر غمگینه اذانش
یه تیکه ابر

Friday, December 17, 2010

فقط بیشتر وقتها دلم می خواد بمیرم, نه همه ی مواقع.

یه تیکه ابر

Tuesday, December 14, 2010

امشب
بارون
یادگاری یادگاری یادگاری

یه تیکه ابر

Monday, December 13, 2010

بیشتر از همیشه دوستت دارم
گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم

Sunday, December 5, 2010

دنیا هجوم میاره

Friday, December 3, 2010

این همه پیچ
این همه گذر
این همه چراغ
این همه علامت!
وهم چنان استواری
به وفادار ماندن
به راهم, خودم,
هدفم,
و به تو
وفایی که مرا
و تو را
به سوی هدف
راه می نماید

Thursday, December 2, 2010

خیانت یکی از صفات جالب بشره!!

Tuesday, November 30, 2010

دلم عجیب گرفتست
یه تیکه ابر

Monday, November 29, 2010

...

شب حوصله می سوزد وقتی که تو در خوابی
ظلمت همه ی دنیاست
وقتی تو نمی تابی...

Sunday, October 17, 2010

ماه و پلنگ

یه غمی توی دلم میجوشه

Friday, October 15, 2010


...
پس از انتظاری طولانی
باران نبارید
در آستانه ی مهمان خانه
یک دیگر را ملاقات کردند
به تلخی لبخند زدند
و دور شدند از هم
هر کدام
با جسد دیگری بر دوش
واهه آرمن

بارون

دلم بارون میخواد
اونقدر که بشورتم
از همه چیز
از همه چیز از همه چیز
یه تیکه ابر

Thursday, October 14, 2010

...

نمی بینی دارم جون میدم اینجا
نمی دونی به تو محتاجم اینجا
چقد راحت منو وابسته کردی
دارم دیوونه میشم کم کم اینجا
می خوام مثل قدیما...مثل سابق
یه وقتایی یکی با من بخنده
یکی باشه که دستامو بگیره
یکی باشه که زخمامو ببنده
نمی بینی دارم جون میدم اینجا
نمی دونی به تو محتاجم اینجا
چقد راحت منو وابسته کردی
دارم دیوونه میشم کم کم اینجا

Monday, October 4, 2010

خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
مایيم كه پا جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي كنيم
هر پسين
اين روشناي خاطر آشوب در افق هاي تاريك دوردست
نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين
مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟
اي راز
اي رمز
اي همه روزهاي عمر مرا اولين و آخرين

Tuesday, September 28, 2010

باروون

تو فکر میکنی یه قطره بارون چقدر میتونه عاشق باشه؟
تو فکر میکنی وقتی زیر بارون دستام و باز میکنم چنتاشون تو بغلم جا شن؟
.من زیر بارون جیغ میکشم من زیر بارون میخندم من زیر بارون سکوت میکنم
،،تو که میدونی من چقدر بارون رو دوست دارم
...پس هر وقت بارون می باره، صدام کن، حتی اگه نباشم
یه تیکه ابر

Sunday, September 26, 2010

دستهایش

دست‏هایش معجزه بود، وقتی دست‏‏هایم را می‏گرفت و من ساعت‏ها نفس کشیدن را فراموش می‏کردم

Friday, September 24, 2010

شعرها و یادهای دفتر های کاهی

می خواهم تکه های شکسته آسمان را کنار هم بگذارم شاید شکل ابر شود و سپس ببارد
احمد رضا احمدی

Thursday, September 23, 2010

...

کاش یکی از همین روزها که تلخم یکی مهربون بغلم کنه همونطور که دارم گریه میکنم آروم پشتم و با دستش ناز کنه و بگه عزیزِ دلم من میدونم دلت چه غمی داره، میفهممت، گریه کن گریه کن عزیزکم شاید دلت آروم بگیره.من بهت حق میدم گریه کنی.حتما خیلی اذیت شدی
یه تیکه ابر

Monday, September 20, 2010

ببار

دلم بارون ميخواد یه بارونه شهریوری با رعد و برق
دلگیرم،حس میکنم دارم آب می شم آروم آروم
یه تیکه ابر

Sunday, September 19, 2010

...زندگی

گاهی نفس به تیزیه شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
به خانه مي رفت
با كيف
و با كلاهي كه بر هوا بود
چيزي دزديدي ؟
- مادرش پرسيد
-دعوا كردي باز؟
- پدرش گفت
-و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد
به دنبال آن چيز
كه در دل پنهان كرده بود
تنها مادربزرگش ديد
گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش
و خنديده بود
حسین پناهی

Friday, September 17, 2010

یه روزی


یک روزی... دوتایی... می ریم اونجا... اونجا باید خیلی عالی باشه... همون جایی که... نمی دونم کجاست... ...یک جای دیگه
خداحافظ گاری کوپر- رومن گاری- سروش حبیبی

Wednesday, September 15, 2010

من

تلخم
یه تیکه ابر

ماه


تو یه ماهی
ماهِ مهربون
ماهِ سرد
ماهِ سفید
ماهِ محکم
ماهِ سخت
ماهِ مغرور
تو ماهی که نورت رو از من دریغ میکنی
به جرمِ تمنای دل... نیازِ دست
دلِ من دستِ من
نورِ تو دستِ تو
تو یه ماهیو من غرق تو نیازت

یه تیکه ابر

Monday, September 13, 2010


چشمات و ببند
چشمات و ببند
چشمات و ببند
چشمات و ببند
نبودنم رو نبین
یه تیکه ابر

Sunday, September 12, 2010

پری با آه و ناله
افتاد زمين مچاله
چهل روز و چهل شب
يک کوره آتيش و تب
نه لب می‌زد به آبی
نه داشت قرار و خوابی
هزار تا زخم رو شونه‌اش
يه جوب اشک رو گونه‌اش
تو حال هذيون و تب
همش می‌گفت زير لب:
اگه ديدين يه روزی)
يه پيرمرد قوزی
يه عاشق پشيمون
خسته و پير و داغون
با چشم تر، هاج و واج
نگاه می‌کرد به امواج
بهش بگين کاکل زری
(.....دير اومدي، مرد پری
- گلی ترقی

Sunday, September 5, 2010

کاش یه چیزی وجود داشت که دل آدمو می شست از غصه از دلشوره از درد از غم از دلواپسی از دلتنگی. یه جوری می شست انگار که از اول دلی نبوده
یه تیکه ابر

Thursday, August 26, 2010

جای خالیت تیر می کشه هنوز

Tuesday, August 24, 2010

هیچ کس تنها تر از چشمان تو در انتهای کوچه ی بن بست نبود
احمد رضا احمدی.شعرها و یادهای دفترهای کاهی

Monday, August 23, 2010

Saturday, August 21, 2010

نوازش


منو حالا نوازش کن
که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره
که این احساس زیبا هست
منو حالا نوازش کن
همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید
به دنیای تو برگردم
هنوزم میشه عاشق بود
تو باشی کاره سختی نیست
بدون مرز با من باش
اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم آخر
تو چشمات غصه میشینه
همه اشکات و میبوسم
میدونم قسمتم اینه


تو از چشمای من خوندی
که از این زندگی خستم
کنارت اونقدر ارومم
که از مرگ هم نمیترسم
تنم سرده ولی انگار
تو دستای تو آتیشه
خودت پلکام رو میبندی
و این قصه تموم میشه
هنوزم میشه عاشق بود
تو باشی کاره سختی نیست
بدون مرز با من باش
اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم آخر
تو چشمات غصه میشینه
همه اشکات و میبوسم
میدونم قسمتم اینه

Friday, August 20, 2010


تنهایی از چهار جهت اصلی شمال جنوب شرق غرب هجوم آورد

احمد رضا احمدی

Thursday, August 19, 2010

...

بذار یکم گریه کنم
بذار بچه شم
یه تیکه ابر

Tuesday, August 17, 2010

...


برای من یک شب تا صبح از ماه و پلنگ بگو
از پلنگی که مغرورِ
از پلنگی که عاشقِ
من با چشم های بسته گوش میدهم

یه تیکه ابر

Saturday, August 14, 2010

جمعه

امروز به معنای واقعی یه جمعه بود
یه تیکه ابر

Friday, August 13, 2010

...می دانی
،آینه هم اگر نباشی
تکه تکه شدن تفسیر همیشگی نابودی است

Thursday, August 12, 2010


... .کاش بشه یه روزی از تموم خاطرات گذشته یادی کرد،دو تایی

یه تیکه ابر

Monday, August 9, 2010

Saturday, August 7, 2010

...

........ای کاش می توانستم خون رگانم را من قطره قطره بگریم من

Wednesday, August 4, 2010

ماه

تو
بشو خورشید
من ماه می شوم

Monday, August 2, 2010


هیچ یک سخن نگفت
نه میزبان و
نه مهمان و
نه گلهای داوودی

Tuesday, July 27, 2010

...

من تکه تکه از دست رفته ام

Saturday, July 17, 2010



تولدم مبارک

Thursday, July 1, 2010


نه گناهکاریم
نه بی تقصیریم
هردومون بازیچه ی تقدیریم

Saturday, May 22, 2010

اگه دوست داری با من ببین
یابذار باهات ببینم
با من بگو
یا بذار با تو بگم
سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهاییامونو ، .... ها ؟
حسین پناهی

Friday, May 21, 2010



اگه قلبم رو به تو نسپرده بودم،همون روزای اول مرده بودم

Wednesday, May 19, 2010

سراب داریوش

سراب رد پاي تو كجاي جاده پيدا شد
كجا دستاتو گم كردم كه پايان من اينجا شد
کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم
که هرشب هرم دستاتو به آغوشم بدهکارم
تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری تظاهر میکنم هستی
تو آهنگ سکوت تو به دنبال یک تسکینم
صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر میبینم
یک حسی از تو در من هست که میدونم تورو دارم
واسه برگشتنت هر شب درارو باز میزارم

سراب رد پاي تو كجاي جاده پيدا شد
كجا دستاتو گم كردم كه پايان من اينجا شد
کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم
که هرشب هرم دستاتو به آغوشم بدهکارم
تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری تظاهر میکنم هستی

Friday, May 14, 2010

راه نمی‌روم که
می‌دوم
خسته نمی‌شوم که
اين راه
خاکستری هم باشد
در مقصدش
تو ايستاده‌ای
بلندبالای من!
فقط بگو
کجای زمين
می‌رسم به تو
معروفی

Monday, May 10, 2010

...

...هشت ماه و دو روز گذشت
یه تیکه ابر

من
همه‌ی ابرهای آسمان را
گريه می‌کنم
تو
همه‌ی خورشيدهای خدا را
بتاب
!
نمی‌دانستم هر روز
هفت هشت ده بار
عاشق تو می‌شوم
،هر روز
نمی‌دانستم
با خورشيد می‌آيی
يا با ماه؟
بگو در کدام افق
دنبالت بگردم
معروفی

Friday, May 7, 2010

خدارو چه دیدی،،رضا صادقی

خدا رو چه دیدی...شاید با تو باشم
شاید با نگاهت از این غم رها شم
خدا رو چه دیدی ... شاید غصه رد شد
دلم راه و رسم این عشقو بلد شد
هنوز بیقرارم به یاد نگاهت
نشستم تو بارون , بازم چشم به راهت
هنوز بیقرارم به یاد نگاهت
نشستم تو بارون , بازم چشم به راهت

خدا رو چه دیدی... تو شاید بمونی
شاید غصه هامو تو چشمام بخونی
خدا رو چه دیدی...شاید دل سپردی
شاید عشقمونو تو از یاد نبردی
هنوز بیقرارم به یاد نگاهت
نشستم تو بارون , بازم چشم به راهت
هنوز بیقرارم به یاد نگاهت
نشستم تو بارون , بازم چشم به راهت

تو ترسی نداری از عشق و جدایی
میخوای پر بگیری به سمت رهایی
برای تو موندن دلیلی نداره
برات حرف رفتن شده راه چار
ه

خدا رو چه دیدی... تو شاید بمون
ی
شاید غصه هامو تو چشمام بخونی
خدا رو چه دیدی...شاید دل سپردی
شاید عشقمونو تو از یاد نبردی

خدا رو چه دیدی خدا رو چه دیدی

Tuesday, May 4, 2010

...

برو
از اينجا برو
فقط يک بار برگرد و نگاهم کن
کوتاه
اگر توانستی باز هم برو
معروفی

Friday, April 30, 2010

...

همیشه میگفتم چقدر مردن خوب است
چقدر مردن
در این زمانه که نیکی حقیر و مغلوب است
خوب است
حمید مصدق

Tuesday, April 27, 2010


سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد
کجا دستات و گم کردم که پایان من اینجا شد

Thursday, April 22, 2010

...

قطره قطره اشکهام
از لبهای تو
سر میخورد روی دستهات
یادت هست؟
تو
تنها کسی هستی که اشکهای مرا با بوسه پاک میکنی
یه تیکه ابر

Wednesday, April 21, 2010

...

من خستم خیلی خستم،دلم می خواد به اندازه ی تموم این 23سالی که زندگی کردم بخوابم.به خواب برم
یه تیکه ابر

Tuesday, April 20, 2010

...


دلم میخواد یه میخ بردارم با چکش.میخ و بکوبونم تو قلبم بعد که میخ و میکشم بیرون تمام دردای قلبم از اونجا بریزه بیرون.شاید تو هم بیای بیرون شاید خدا هم بیاد بیرون

یه تیکه ابر

Sunday, April 18, 2010

...

آنقدر با خیالت حرف میزنم
که خدا کلافه شود
آنقدر در خیال خودم را برایت لوس میکنم
تا خدا دلش بسوزد
یه تیکه ابر

Friday, April 16, 2010

...


من چگونه بی تو نگیرد دلم وقتی که اینجا درخت و آب و آیینه و همه و همه به تو می اندیشند

Wednesday, April 14, 2010


از دست تو نیست
دل من از گریه پره

Wednesday, April 7, 2010

این روزها زندگی کردن حتی از انسان بودن هم سخت تره
هفت ماه گذشت
یه تیکه ابر

Saturday, March 27, 2010

...

حقیقت دارد
حقیقت دارد
تو را دوست دارم

Sunday, March 21, 2010

...

یه کاری کردم که خودم هم تا چند ساعت باورم نمی شد
.
.
امیدوارم امسال سال خوبی برا همه آدمای خوب باشه
یه تیکه ابر

Saturday, March 20, 2010

سال نو

از این عید نفرت دارم از هفت سین از لحظه ی سال تحویل از لبخند زدن و تبریک گفتن الکی نفرت دارم .عیدی که دیگه اشتیاق و هیجان تبریک گفتن به کسی که دوسش داری و آرامش لحظه ی آرزو کردن از عمق وجودت توش جایی نداره.این عید نه تنها حس و حال سالهای تنهایی،حسرت سالهای با هم بودن رو هم با خودش داره.این عید، عید من نیست
یه تیکه ابر

Friday, March 19, 2010

شده شبها بیدار شی و مثل قبل که دنبال تلفنت میگشتی تا یه زنگ بزنی نتونی این کارو بکنی واز تنهايي تو بالشت گريه كنی؟
شده خودتو خفه کنی؟شده به دستات یه زنجیر بزنی؟ شده هر طور شده جلوی خودت رو بگیری و ببینی چه حسی داره چه سخته چه سخته
یه تیکه ابر
آسمان را بگو از الماس ستارگانش خنجری به من دهد

Wednesday, March 17, 2010


بي تو
نه بوي خاك نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسكينم
چرا صدايم كردي
چرا ؟
بهانه،حسین پناهی

Tuesday, March 16, 2010

بعضی وقتا می خوام یه چیزی تو آسمون بذارم
یه چیزی که فکر میکنم جاش خالیه
یه تیکه ابر

Monday, March 15, 2010

دنیای سخاوتمندیه
همیشه کلی چیز وجود داره که هیچوقت دچار کمبود اندوه نشی
یه تیکه ابر
حالا من مردم
و میدونی...میگن خاک سرده
یه تیکه ابر

Sunday, March 14, 2010

Friday, March 12, 2010

...


گاه آرزو می کنم زورقی باشم برای تو، تا بدانجا برمت که می خواهی
زورقی توانا به تحمل باری که بر دوش داری
زورقی که هیچگاه واژگون نشود، هر اندازه که ناآرام باشی یا دریای زندگی ات متلاطم باشد
دریایی که در آن می رانیم
سپیده دم
با صدای احمد شاملو
دلم می خواد یکی از اون مارهای زرد که به یه چشم به هم زدن آدم و از پا در میارن نیشم بزنه و برم به اخترک ب612 اونوقت شبایی که تو به آسمون نگاه میکنی من تو خیالمه که داری دنبال من میگردی
یه تیکه ابر

Tuesday, March 9, 2010

...

شش ماه گذشت
یه تیکه ابر

Monday, March 8, 2010

hope

خسته نشو خسته نشو از این روزهای خسته
دربه دری تموم میشه با این تن شکسته
.
.
خسته نشو خسته نشو از این روزهای خسته
در به دری تموم میشه با این تن شکسته
.
.
خسته نشو خسته نشو از این روزهای خسته
در به دری تموم میشه با این تن شکسته

Friday, March 5, 2010

...

سر به زیر دل شکسته نازنینم
اگه ساده است واسه تو گذشتن از من
مرثیه سر کن برای رفتن من
آخه مرگ واسه من از تو گذشتن

Wednesday, March 3, 2010


دلم می خواهد امشب ببوسمت
ببوسمت
بعد خودم را بسپارم دست خدا
آنقدر با لبهای بسته برایش گریه میکنم
تا دلش بسوزد

نگاه کن
بوسیدمت
و انگار ماه مهربان تر شده
امشب
با لبهای بسته

یه تیکه ابر

Tuesday, March 2, 2010

دنیا

شبهامون آخ كه چه تاريك و چه سرده
دلهامون جاي غمه لونه درده
تو رو بي من، من رو دور از تو گذاشته
چي بگم با من و تو دنيا چه كرده

Saturday, February 27, 2010

...

من و عروسکم هر دو دلمون خیلی گرفته
کاش بارون زیاد بباره
کاش بارون زیاد بباره
یه تیکه ابر

Thursday, February 25, 2010


برای سر آمدن انتظار فقط باید انتظار کشید

Wednesday, February 24, 2010


به من که شک می کنی دنیام رنگ می گیرد

سیاه

به دوست داشتنم که شک کنی
تاریکی سیل می شود و تمام دنیای مرا با خود می برد

به احساس من که شک می کنی
تمام سیاهی های دنیا را مثل پیراهن به تنم می کنی

یه تیکه ابر

Friday, February 19, 2010

باید خفه شم اونقدر نفس میکشم تا خفه شم
می دونی خدا،قشنگیهای این دنیا که ساختی داره خفم می کنه
یه تیکه ابر

Saturday, February 13, 2010

...

.دیوونه. دیوونتم
.دیوونه. دیوونتم
.دیوونه. دیوونتم
.دیوونه. دیوونتم
.دیوونه. دیوونتم
.دیوونه. دیوونتم
.دیوونه. دیوونتم
.دیوونه. دیوونتم
.دیوونه. دیوونتم
.دیوونه. دیوونتم
.دیوونه. دیوونتم
یه تیکه ابر

Sunday, February 7, 2010

...

پنج ماه گذشت
یه تیکه ابر

Thursday, February 4, 2010

...



تو اکنون ز عشقم گریزانی
غمم را ز چشمم نمی خوانی
از این غم چه حالم نمی دانی
پس از تو نمونم برای خدا...
تو مرگه دلم را ببین و برو
چو طوفان سختی ز شاخه ی غم...گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من ان تک درختی ...که در پای طوفان نشسته
همه شاخه های وجودش...ز خشم طبیعت شکسته

Wednesday, February 3, 2010

به یاده یاری... خوشا قطره اشکی
به سوزه عشقی... خوشا زندگانی

Monday, February 1, 2010


فقط خدا میدونه این روزای 43غروبه چقدر دلم گرفته
یه تیکه ابر

Saturday, January 30, 2010

Wednesday, January 27, 2010

برف برف برف


می خواستم امروز زنگ بزنم و بگم
...بیدار شو بببین داره برف میباره

یه تیکه ابر

Tuesday, January 26, 2010


گفته بودم زير باران بودم
تا ديروقت؟
ترسيدم گمت کرده باشم
کاش خيالت
کنار من بند می‌شد
معروفی

Saturday, January 23, 2010

Friday, January 22, 2010

...

حتی نتونستم تولدت رو تبریک بگم
یه تیکه ابر

Thursday, January 21, 2010


کودکی که تازه ديده باز می‌کند
يک جوانه است
گونه‌هاي خوش‌تر از شکوفه‌اش
چلچراغ تابناک خانه است
خنده‌اش بهار پُر ترانه است

Friday, January 15, 2010

آنقدر دوستت دارم که آسمان دیگر آبی نیست
سفید شده
پر از ابر
یه تیکه ابر

Wednesday, January 13, 2010


من زجر میکشم چون دارم بزرگ میشم؟
چون باید بزرگ شم؟
یه تیکه ابر

Monday, January 11, 2010

...


دیشب با جیغ از خواب پریدم
این اولین بار بود که همچین اتفاقی برام می افتاد
نمیدونم چرا،،شاید از عذاب وجدان
یه تیکه ابر

Sunday, January 10, 2010



یکریز به خودم می‌گویم
تو را خواب دیده‌ام
و تو هنگام خواب
هی دور من می‌چرخی
دلتنگ نگاهت می‌کنم
نگاه بر لب‌هام می‌گذاری
و می‌گویی: عشق من
صدای تو می‌پرد توی چشم‌هام
و حلقه حلقه اشک درونش می‌گردد
معروفی

Saturday, January 9, 2010

Friday, January 8, 2010



چهار ماه گذشت از اون شب

Thursday, January 7, 2010

...

ببین!
دیگر نمی‌توانی چشم‌هام را
از دلتنگی باز کنی

Wednesday, January 6, 2010


از صبح صدات کردم
.اصلاً به روی خودم نياوردم
که نيستی

Tuesday, January 5, 2010

روزهای بدتر



نمیخوام بهت غر بزنم
فقط کاش راضی نمیشدی به تنها گذاشتنم
یه تیکه ابر

Friday, January 1, 2010

من به گريه التماس می‌‌کنم
يا گريه به من؟